نمایش تبلیغ
 
ساخت وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگها
 

  ey kash...
ماهی دور از آتش

بسم الله خیرالاسماء

۵ روز گذشته؛ما هم جزءجزءداریم یه روخونی می کنیم.

صفحه صفحه چک می کنیم که تا آخر جزءچه قدر مونده.آخه حق داریم.تو این گرما زبونه روزه!!!!!

تازه فکر کنم ثوابشم بیشتره!شک نکنم خوندنه هر آیه چند برابر ختم قرآنه!!!

شما چی فکر می کنی؟؟؟؟؟؟؟

قربون خدا!که یه ماه رمضونو گذاشت تا ما هم یه توشه ای جمع کنیم!!

خدا هم که مهربونه و همشو قبول می کنه!

مگه نه!!

صبح ها از بس آب می خوریم میشیم مشک پر از آب(البته با عرض معذرت)...

با هر تکون صدای آب بلند میشه!!!!

نمیشه دیگه سجده رفت!!!!تا خرخره پریم!!

از ۱۲ ظهر دیگه؛چشما به ساعت خیره می شه...کتابم که دیگه اسمشو نیار!!!!!! به کل باید دورشو خط کشید!

آخه چشامون ضعیف میشه با دهنه روزه!

آخر روزم!تا ربنا شروع میشه سفره پهنه!هنوز الله اکبر نگفته!سه رکعته مغربو خوندیم!

بعدشم برا اینکه راحت شیم؛به اندازه ی ۴ رکعت دولا و راست میشیم!!!!هنوز سلام نداده!

سر سفره نشستیم!!!!!!

جبران ما فاته!!!!و مسابقه!که کی بیشتر می خوره!تا سحر!!!!!

دل خوش کردیم!که روزه داریم!

ای خدا!!!!!!

نور این ماه رو تو دلامون ببارون!!!!!

یا اله العالمین!!

یا اله العاصین!!!!!

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 27 شهريور، 1386 - helma shokuhi

بسم الله خیرالاسماء

روزها از پی هم سپری شدند.بهار بیستمین سال زندگیمو با شروع ماه رمضان جشن گرفتم.

از دوستان لطف ها نثار شد.که انتظار نداشتم.

عمر زود می گذره....

وقتی به پشت سرت نگاه می کنی.به همه ی کارهای کرده و نکردت...

همزمان با وقتیه که چروک صورت و دستاتو لمس می کنی.

دیره.خیلی دیر....

همه ما تک تک این حرفارو بلدیم و خوب به بقیه یاد میدیم.اما هیچ کدوم از ما باور نکردیم.

که آدمیم یه انسان فانی از این دنیا...

در حالیکه همه برای ابد خلق شدیم.

اما قدر این ابدیت رو نمی دونیم.

روزانه خیلی ها رو راهیه قبر ها میکنیم.فاتحه ای می خونیم.هفت بار میریم و بر می گردیم.

تا شاید ذره ای از ترس عزیزمون کم کنیم.غافل از اینکه روزی عزیزمون با ما این چنین می کنه.

غفلت بس نیست؟؟؟؟؟؟؟

چرا همت ما آدما کم شده؟؟؟؟؟؟

چرا هیچ کس دنبال خیر نمیره؟؟؟؟

چرا بی تفاوت از کنار هم رد میشیم؟شاید گاهی جوری برخورد میکنیم که انگار کسی و کنارمون حس نکردیم.

نه سلامی!!!!!!!!!و نه خداحافظی!!!!!!!!!!!

امروز از یه یار عزیز جدا شدم........

دعا می کنم هر جا هست شاد باشه..........

شاید هیچ وقت نبینمش..........

اما یادش برام زنده خواهد ماند.یار دیروز و امروزم....

اما باز حدیث امام علی(ع)دلم رو تسکین میده:(به آنچه امید ندارید بیش از آنچه که به آن

امید دارید امیدوار باشید.)

این رو یک بار دیگه هم به من چشانیدند....

رسیدن بهش مزه ای داره که تا عمر داری توی دهنت می مونه!!!!!!!۱

اینه که آدم رو امیدوار به زندگی و عاشقانه زیستن می کنه!!!!!!

این یعنی این که همیشه حامی داری که هیچ وقت تنهات نمی گذارن...

حتی وقته رفتن!!!!

پس بیا سیم ها ی اتصال رو قوی تر کنیم.

و بفهمیم امید در نا امیدی رو!!!!!!!!!!!!!!!!

یا حق!!!!!!!!!

پيام هاي ديگران        link        جمعه، 23 شهريور، 1386 - helma shokuhi

بعد از شش ماه ننوشتن

سلام 

چه قدر دلم تنگ شده بودم

خیلی وقته نیومدم اینجا.

دانشگاه ما رو از این دنیای مجازی جدا کرد.

الان عقده ای شدم.

اومدم عید به شما تبریک بگم.

سال جدید شد اما من دیگه اون دختر پاک سال قبل نیستم خیلی چیزا شد.

عوض شدم .اما اینو دوست ندارم.

دل ادیبانه حرف زدن نمونده.

سال نو مبارک 

دوستتون دارم.

دعامون کنید.

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 29 اسفند، 1385 - helma shokuhi

خداحافظی...........

بسم الله خیر الاسماء

اگر بار گران بودیم رفتیم...

اگر نا مهربان بودیم رفتیم...

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 27 شهريور، 1385 - helma shokuhi

خداحافظی.........

بسم الله خیرالاسماء

اگر بار گران بودیم رفتیم...

اگر نا مهربان بودیم رفتیم...

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 27 شهريور، 1385 - helma shokuhi

چه قدر توجه............

یکی کمک کنه

یه وبلاگ نویس می خوام.

من که همش مسافرتم....هر وقت سرم خلوت شد سر می زنم

عید هم مبارک

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 20 شهريور، 1385 - helma shokuhi

بعد از مدت ها....

سلام.

این مدت تو مسافرت بودمدلم براتون یا بهتر بگم برای نوشته هام تنگ شده بود.

می دونم خیلی دلتون برام تنگ شده

من بر گشتمتا دوباره بنویسم.

پيام هاي ديگران        link        چهارشنبه، 8 شهريور، 1385 - helma shokuhi

خدايه خوبی داريم...بيا توبه کنيم.

بسم الله خیرالاسماء

 

نمی دونم تا حالا چه قدر احادیث قدسی رو شنیدید.

هر کدومش لطف خاصی داره.

پر از عشقه اما این عشق با همه ی عشقا فرقداره.

عشق معبود به بندهاش(البته اگر بنده باشیم)اما اون

به این چیزا کار نداره...

همه رو آفرید از روح خودش در همه دمید.

 می دونی یعنی چی.........

یعنی همه خدایی ایم...

یعنی همه مال خود خودشیم...

هممون صاحب داریم....

صاحبی که از رگ گردن به ما نزدیک تره...

می تونیم حسش کنیم...

تا حالا احساس کردی که کسی هست که داره نگات میکنه.؟..

یه مهربون...

یه کسی که رحمانیت و رحیمیتش همه رو گرفته...

کو چشمی که اینا رو ببینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کو دلی که از ته قلب صداش بزنه...

کو زبون صادق و طاهری که بهش بگه دوست دارم و

گناه نکنه...

کو کسی که باور کنه که برای خودش نیست ...

صاحبش کسیه که می تونه با یک کن .  یکن کنه....

کاش همه باور می کردیم....

کاش می تونستیم حداقل شکر ستاریتش رو به جا بیاریم....

                 شکر که شکر تو مرا شکر دگر می باید...

اون موقع است که می تونیم با سر بلندی اسم شیعه رو روی خودمون بذاریم.

امیدواریم بتونیم اون روزو درک کنیم...

ان شاءالله.

خدایا .....

دوست داشتنت را به ما بیاموز.

                                        الهی آمین.

پيام هاي ديگران        link        يكشنبه، 29 مرداد، 1385 - helma shokuhi

يه کم اهميت.....

اینجا هیچ کس نیست که نظر بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منتظر شنیدن نظرات هستم

پيام هاي ديگران        link        جمعه، 27 مرداد، 1385 - helma shokuhi

اي کاش ساکت بوديم........

بسم الله خیرالاسماء

یک هفته در سکوت.........

تا حالا شده با خودت عهد کنی که حرف نزنی..

 یاجواب خیلی ها رو ندی...

چه قدر تا حالا به خودمون قول دادیم وزیر قولمون زدیم.

چه قدر قسم خوردیم که خدایا این آخرین باره دیگه این کارو نمی کنم

این دفعه رو ببخش.

بعد از این بار بنده ی خوبی می شم.

قول میدم...قول قول....

بدون اینکه درک درستی از این عهدو پیمونا با خدا داشته باشیم...

بدون اینکه بدونیم چه قدر توی دینمون وفای به عهد تاکید شده؟

افسوس می خوریم که ای کاش ...

ای کاش برای چند لحظه ساکت بودیم......

برای چند لحظه فکر می کردیم.....

که چه ها کردیم و می کنیم...........

پيام هاي ديگران        link        جمعه، 27 مرداد، 1385 - helma shokuhi