نامه ای از من برای دوستم در منطقه ای بسیار با فرهنگ.

دوره زمانه ای شده این دوره زمانه‌ی این دوستان ما!

دوستی با تمام زیرکی در جلسه ای رسمی،اول و آخر مردم  را یکی کرده،حالا - عمداً یا سهواً - بعد در جمع عده ای از مرفهین نگران فقـــر استان!!!که گویا بیشترین نقش را در آبادی استان داشته اند،نشسته و می‌گوید:کی بود کی بود من نبودم!

لطفاً دوست عزیزم،تو به این سوالات من پاسخ بده؟

1- من که میگویم تعابیر آن دوست شفیقمان در مورد "مردم" که "ماها" هستیم درست بود.چرا که فرق توهین و انتقاد را نمی فهمیم و هنوز هم نفهمیده ایم.پس ما ... هستیم.نظر شما چیست؟

2- به نظر شما مگر فرقی بین"ای شیطون" و "ای چوپون" هست؟واقعاً!!!

3- فرض کنید این دوست عزیزمان در جلسه ای نشسته‌اند و یکی از دوستان محترم بومی استان در جواب حرفی که ایشان زده اند بگویند:"ای شیطون"،چرا فلان حرف را زدی؟عکس العمل دوست ما چیست؟

4- گویا این دوست عزیزمان از آن دسته بچه هایی بودند که در مدرسه زیاد مورد لطف معلمان قرار گرفته و این کلمه را شنیده اند. حالا هم،اگر همین الان ایشان خود را پای تخته سیاه دوران مدرسه ببینند و همین عملکرد چند ماهه‌ی جنابشان بشود جواب یک مسئله ریاضی! آن وقت به چه کسی باید گفت"ای شیطون"؟ایشان یا مردم استان؟

5-می شود لطفاً جمعی از اندیشمندان و بزرگان استان گرد هم آیند و در نامه ای به شخص شخیص رئیس ادبستان زبان و فرهنگ فارسی،واژه"ای شیطون" را به عنوان واژه ای غیر تمسخر آمیز و کاملاً مؤدبانه جایگزین واژه هایی نظیر"ای عسلم"،"ای جیگرم"،"ای طلا"،"ای بلا"،یا "ای هلو" کنند؟

6- می شود لطفاً همین عقلا در جلسه ای دیگر تکلیف مردم استان را با آن پنج شش نفری که به قول دوستمان از منافعشان دور شده اند و موضع گیری می‌کنند،مشخص کنند؟چرا که این افراد یا سواد درست حسابی ندارند که فرق"توهین" را از"نوازش" نمی فهمند.یا آزار دارند و عقب مانده ای چیزی هستند و خودشان نمی دانند.یا اینکه نهایتاً مجنون و عاشقند که در این صورت"چوپانی درمانی"جهت عشاق سرگشته علاجی است بس کارا و مفید!

7- برای دو سؤال فوق افرادی که در جلسه اخیر حاضر بودند را می شود به عنوان عقلا و اندیشمندان استان دانست؟

8- آیا می شود به آقایان در بالا توصیه ای،نامه ای، پیشنهادی چیزی داد!که مثلاً از این به بعد این تجربه"ای شیطون" را به عنوان یک تجربه‌ی "هـــــــلو" برای تازه کاران مدیریت یا کلاسهای ضمن خدمت تدریس نمود؟

9- آیا نمی شود زین پس در تماسهای مکررمان با جناب "ابلیس" از وی بخواهیم به ثبت احوال سری زده و با تقاضای تغییر نام خود،نام"ای چوپون" را جایگزین "ای شیطون" کنند تا دیگر ذهنیتی هم برای مردم استان ما پیش نیاید؟ا

گر بقیه ثبت احوالها همکاری ننمودند،تشریف بیاورند به استان ما؛یک پارتی‌بازی بشود تا جمیعمان از شر این نام خلاص شویم!

10- دوست من،به نظر تو اگر جناب ملا نصرالدین در زمانه‌ی ما از جایی پیدایش می شد،ما به او می‌گفتیم"ای شیطـــــون" یا او به ما می گفت"ای چوپـــــــون"؟؟؟

باقی بقایت،جانم فدایت...