غنای فرهنگ و تمدن منطقه شمال خراسان،هم سنگ با غنای"خوراسان بزرگ"نباشد،کمتر از آن هم نیست.منطقه ای سرشار از داشته های طبیعی و ثروتهای انسانی با یال و کوپال فرهنگی و اجتماعی.

اما نمی دانم چرا هر موقع از فرهنگ این سرزمین صحبتی به میان می آید،فقط می رویم دنبال یک لباس کردی،موسیقی مقامی(بخوانید کرمانجی)و بدتر از همه،رقص و غنای کرمانجی!
واقعا سرزمینی به وسعت فرهنگی خراسان شمالی،که آن را گنجینه فرهنگها نامیده ایم،همه فرهنگش ختم به همین رقص و آثار کرمانجی می شود و تمام؟

تازه وقتی نوبت به معرفی داشته های بومی هم می‌رسد،می‌رویم سراغ سفره کردی،جاجیم،گلیم و ...

یعنی واقعا در میان سایر قومیتهای استان،مثل ترکهای با فرهنگ منطقه،خبری از لباس محلی،گویش زیبا،آداب اجتماعی،خرده فرهنگهای جذاب و... نیست؟

از دارالمعرفتی که ساختید چه خبر؟از باب الرضا بودن استانمان چرا هیچ نشانی نیست؟از دارالمصلین شیروان و دارالقران اسفراین چه؟؟؟

از بزرگانی که در صفحات تاریخ این خطه،نامشان بزرگی می کرد،چرا نشانی نیست؟

آیا میدانید عمده مفاخر ادبی و علمی و اخلاقی این سامان از میان فارس زبانان و یا ترکها و تاتهای منطقه بوده اند؟

سالهاست در کوچه بن بست برداشت غلط از آیین و رسوم بومی و محلی مانده ایم و یک اقلیت 30 درصدی البته قابل احترام را،به اکثریت چند صد هزار نفری سایر قومیت ها،برتری داده و حتی در مناصب دولتی و اجتماعی نیز در این راه به مسابقه پرداخته ایم.

درک و باور غلط همگان،بخصوص زعمای فرهنگی و اجتماعی این استان،زنگ خطری است که آیندگان را به تکاپویی سخت برای جبران عقب ماندگی های فرهنگی وا می‌دارد.

شاید امروز که اماراتی ها دوستدار ابن سینا و مولوی شده اند،بر بی بصیرتی فرهنگیمان واقف شده باشیم.

اگر فردا هم عارف بجنوردی را به نام عارف تربتی معرفی کردند،یا شیخ احمد مرتضوی(رحمه الله علیه)را روحانی مشهدی دانستند نباید تعجب کرد.