برای دیدن برادر باید از مدینه عزم سفر می‌کرد.

میهمان ساوه ای ها که شد،رنج بیماری بر دلش نشست.

گفت:مرا به قــم برسانید!

می‌دانست اینجا حرم اهل بیت خواهد شد.

تنها هجده روز میهمان قم بود...

و حالا یکهزار و دویست و سی و سه سال است که میهمان قمی ها است.