یادت هست تریبون ستاد احمدی نژاد شده بودی ؟

به او اعتقاد داشتی یا برای بدست آوردن قدرت آنچنان بالا و پایین میرفتی که مانند افسارگسیخته ها شده بودی ؟حالا بیا و جواب عملکرد 8 ساله اش را بده . آیا حرفی برای گفتن داری ؟


آنچه در ابتدای این نوشته آمد بخشهایی از توصیه نامه جناب کاظم شهریاری یکی از دوستان اصلاح طلب بود که چندی پیش در نوشتاری به بیان برخی نصایح برای اینجانب پرداخته و فعالیت من و دوستانم در ستاد جناب احمدی نژاد در سال 88 را برای کسب قدرت و مقام می دانند.

هرچند پاسخ دادن به همه آنچه که ایشان در این مطلب آورده اند اصلاً لازم نبوده و اصولا مهم هم نیست،اما برای دفاع از عملکرد دوستان انقلابی ام،لازم دیدم در خصوص این بخش از صحبتهایشان چند خطی بنویسم.

1- اگر دید شما و دوستانتان در فعالیتهای انتخاباتی اینچنین است که برای بدست آوردن قدرت و مقام و ... فعالیت می‌کنید،باید بگویم دوست عزیزم:توبو اِلَی اللهِ جَمیعاً ایّها المُؤمِنونَ....(سوره نور:31)

2- از ما و دوستانمان در جریان فعالیتهای تبلیغاتی چه انتظاری داشتید؟برای چه کسی باید کار می‌کردیم که دل شما شاد شود؟آیا دوست داشتید در ابتدای امر به محضر شما رسیده و کسب تکلیف می کردیم؟آیا دوست داشتید ما هم مثل برخی از دوستان شما ابتدا در جلسات شبانه قولهایی مبنی بر مدیریت استان می‌گرفتیم و بعد ستاد اصولگرایان اصلاح طلب را می‌زدیم؟لطفاً شما که دست به نصیحتتان خوب است در این زمینه هم ارشادی می فرمودید.

3- در جایی فرموده اید فرق شما با من در این است که شما آزادانه بر عقایدتان می ایستید و ما به قول شما شاید هر روز به یک سو می رویم!

برای اینکه معمولاً حافظه تاریخی شما کمی دچار  آلزایمر است فقط یک نمونه را برایتان یادآوری می کنم.البته سن و سال شما به این نمونه قد نمی‌دهد ولی چه کنم که مثال روشنی است در مُذبذب بودن دوستانتان!

تا جایی که ما به یاد داریم همین حضرات دوستان شما بودند که در سال 76 دولت جناب هاشمی را دولتی متحجر و مصرف گرا و دیکتاتور معرفی کرده و همه مشکلات مربوط به عدم آزادی سیاسی در کشور را به گردن دولت ایشان می انداختند.

می شود بفرمائید چه اتفاقی افتاد که به یکباره جناب هاشمی شدند ناجی اصلاح طلبان؟؟؟

آیا این رنگ عوض کردن نیست؟این است تعریف شما از ایستادگی بر آرمانهایتان؟

4- برادر عزیزم.انتخابات سال 1388 هم مثل باقی انتخاباتها بود.با این فرق که برای اولین بار بعضی ها که تا کنون رنگ صندوقهای رای را در جمهوری اسلامی ندیده بودند،با اشتیاق تغییر نظام،وارد صحنه شدند و به تعبیری،از سروش تا گوگوش،از کاندیدای محبوب شما دفاع کردند.

در دموکراسی این هم پذیرفتنی است.اما اگر امکان دارد لطفاً بازی های بچه گانه بعد از انتخابات دوستانتان را به نحوی توجیه نمائید که برای بنده و هم ردیف هایم شائبه حُب قدرت از سوی شما پیش نیاید.اگر برای کسب قدرت نبود،چرا به رای مردم تمکین نکردید؟تصویر زیر فقط برگی از اتفاقات و نیّات پشت صحنه دوستان اصلاح طلب شما در خرداد ماه سال 88 است.خوب دقت کنید.این صفحه اصلی سایت ستاد موسوی در شب هفدهم خرداد ماه،چند روز قبل از انتخابات است.

5- جناب شهریاری.یادم هست چند وقت قبل هم که مباحث مربوط به انتخابات مجلس شورای اسلامی داغ بود در فرمایشاتی که در وبلاگتان هم موجود است انتخاب اصولگرایان و رد صلاحیت کاندیدای مورد نظرتان را به نوعی بازی و ترفند دانسته و با طعنه و کنایه سخن می‌راندید.

پس رسم شما تازه واردهای دنیای سیاست و جوجه رنگی های اصلاح طلبان این است که از این پس تمام انتخاباتهای این نظام را به سخره بگیرید و بعد هم دم از نصایح علوی و حسینی بزنید!؟

6- و اما فرموده اید ما میل قدرت داشته ایم.از همین امروز مختارید در هر جایی که شما می فرمائید پرس و جو کنید و اگر ما و دوستانمان حتی یک ریال یا یک رانت یا یک موقعیت دولتی و غیر دولتی به فراخور انتخابات کسب کرده ایم،مال شما و همه دوستانتان!

اگر هم دوست داشتید تشریف بیاورید افرادی را که از جیبشان برای ستاد خرج کردند و هنوز هم مشغول دادن اقساط آن خرج ها هستند را به شما معرفی کنم.

حتماً شما هم می‌دانید که مسئول اصلی ستاد خراسان شمالی،اولین مسئول برکنار شده در دولت دهم بود.

دوست عزیز،ما بر سر آرمانهایمان اهل معامله نیستم که امروز حرفی را در روزنامه ای بزنیم و فردا که همه گفتند چرا؟یا قصد معامله با ما را داشتند،فوراً از حرفمان صرف نظر کنیم.

7- لازم نیست شرایط روزهای سخت سال 88 را که البته توسط برخی از بزرگان شما تحمیل شد برایتان یادآوری کنم.اما همین بس که بدانید ما و دوستانمان، از توطئه رنگین فتنه گران آنقدر زود مطلع شدیم که اگر 100 سال دیگر هم شرایط سال 88 تکرار شود بازهم میگوئیم:احمدی نژاد.

ما مثل بعضی از اعوان وانصار شما نیستیم که تا ببینیم هوا ابری است،جول و پلاسمان را جمع کنیم و بگوئیم:«کی بود،کی بود...؟؟؟من نبودم»

شرایط سال 88 و زوایای پنهان و آشکار فتنه ما را به سمتی کشاند که باور داریم راه مستقیم و صراط درست بود.ما فرزند زمان خویشیم و مکلف به انجام وظیفه.

همین حالا هم یک نمونه کوچک از فعالیتهای عمرانی دولتهای نهم و دهم و عزت سیاست خارجی دولت احمدی نژاد در استیفای حقوق مسلم مردم ایران در مباحث هسته ای،می ارزد به همه لاف و لوف های دولتهای دوستان اصلاح طلب شما.

یادتان هست افتضاح مذاکرات سعد آباد را؟

یادتان هست فروش لباسهای...توسط نمایندگان مجلس ششم در راهروهای بهارستان را؟

یادتان هست حمایت دولت وقت از نمایندگانی که پیشنهاد نوشیدن جام زهر به حضرت آقا دادند را؟

یادتان هست اراجیف نماینده محبوب دولت هفتم در مجلس ششم را که گفت:پسرم از اینکه آینده اش در ایران رقم بخورد می ترسد و از ایران وحشت دارد؟؟؟

یادتان هست حضور معاون سیاسی وزیر کشور وقت در بین معاندان نظام در جریان کوی دانشگاه سال 1378 را؟

دوست عزیزم.همانطور که حافظه ملت سربلند ایران از اتفاقات گذشته مجلس در آن یکشنبه سیاه خون است،به همان میزان از بحرانهای به وجود آمده در دولت اصلاح طلبان،که به اعتراف ریاست جمهور وقت هر 6 روز یک بحران در کشور به وجود می آمد،بسیار خون و چرکین است.

و ختم کلام اینکه:

فرق ما با بعضی ها در این است که ما همیشه گوشمان به زبان و کلام رهبری است.همیشه.چرا که در نظام ولایی حرف اول و آخر را رهبری می زنند و ما مطیعیم.