فاطمة، یا بَضعةَ المصطفی         فاطمة، تبکی لَکِ عینُ الوَفی
فاطمه، ای پاره تن مصطفی         فاطمه، دیدگان وفا در عزای تو می‌گریند

 أدعو و دمعُ العین ِ لِلکونِ صَدَی آه ٍ واویلاه
صدایت می‌زنم و اشک چشمم به سمت جهان پژواک می‌شود

 یا بنتَ من یَجری بکفَّیهِ النَّدَی آه ٍواویلاه
ای دختر پیامبری که بارش باران به اشاره دست‌های اوست

 سالَت دماء ُالشّیعةِ مِن قلبِ بحرینِ الحزینِ
اینک این خون شیعه است که از قلب اندوهگین بحرین جاری می‌شود

 و هذه أَبنائُکِ تدعُوکِ یا أُمَّ الحسین
این‌ها فرزندان تواند ای مادر حسین که تو را می‌خوانند

 زهراءُ دَومًا قَلبی یُنادی
دل من همیشه تو را می‌خواند یا زهرا!