1- شهر من،بجنورد،با قدمتی بیش از 2000 سال ،اینک در مرکزیت استانی به نام خراسان شمالی قرار گرفته و با پیشینه ای تاریخی و تمدنی، یکی از کهن ترین شهرهای شمال شرق ایران است.مفاخر علمی و ادبی این کهن شهر هزار چشمه از بسیاری از  شهرهای دیگر همطراز خود بالاتر و ضریب تقوا و قناعت مردم این دیار نیز در سطحی برخوردار،خودنمایی می کند.

2-تقسیم خراسان بزرگ به سه استان،و ایجاد خراسان شمالی به مرکزیت بجنورد،نه تنها خواست مردم این دیار ،که حق واقعی بجنورد بود.هرچند برای رسیدن به این حق عده ای گمنام و عده ای از کنار این مصوبه،با آلاف و الوف خاص خود به نان و نوایی رسیدند که شرحش بی انتهاست.مظلومیت این شهر در همین نکته پیداست که پس از گذشت 9 سال از تقسیم و شکل گیری استان،تنها پیشرف این استان در برگزاری جشنهای سالگرد در 19 مرداد هر سال است.

3- جشن 19 مرداد مولود تقسیم استان نیست.بلکه شویی است برای خودنمایی برخی که خود را ناجی این منطقه و مردم آن میدانند.همانهایی که از قِبل این نوع مراسمها دستی در حنا می برند و رانتی در جیب.پروژه های عمرانی و پُستهای مدیریتی آقایان دلیل خوبی بر این ادعاست.سندروم شدید برگزاری این گونه جشنهای بی مصرف نیز در استان ما،پایانی ندارد.برنامه غالب این جشنها نیز موسیقی و موسیقی و موسیقی است.در پایان هم عده ای با پسوند و پیشوند "لو" که غریبه اند با بسیاری از مردم این دیار،مورد تقدیر قرار می گیرند و باز هم هیچ حاصلی نصیب محرومیت استان نمی شود.

4- اخیرا نیز یکی از این مدل جشنها که منحصر می شود در رقص و آواز گروهی که خود را تنها بومیان این منطقه می دانند،برگزار شد.جشن یکصد سالگی شهردار بجنورد.هر چند یاد آوری تاسیس بلدیه در شهرها،و قدمت آن،از قدیم الایام نشانی برای تمدن هر منطقه بوده و هست اما سوالی که در این میان خودنمایی می کند، واکاوی دلایل تشکیل بلدیه است.

شهرداری ها تشکیل شده اند برای رفع و رجوع امور جاریه شهر و البته اندیشیدن برای طرح هایی در طراز ملی و منطقه ای.شهرداری اگر کارش شد جمع آوری زباله و لکه گیری خیابانها که نمی شود نامش را شهرداری گذاشت.نگاهی به عملکرد شهرداری ها در شهرهای بزرگ و کوچکی چون تبریز و کاشان،نشانگر معنای واقعی کارکرد بلدیه است.

شهرداری بجنورد در طول یکصد سال فعالیتش می تواند ادعا کند که بجنورد را از شکل صد سال قبل خود خارج کرده؟

آیا متراژی به عرض خیابانهای مرکزی بجنورد که اسیر سرطان ترافیک شده اند افزوده است؟

آیا برنامه ای برای جمع آوری آبهای سطحی در بجنورد و جلوگیری  از بروز حادثه،همچون حادثه ای که برای آن مادر و دختر مظلوم در میدان کارگر روی داد در این 100 سال بوده است؟

آیا طرحی در مقیاس ملی،همچون تقاطع همسطح یا غیر همسطح یا حتی میدان و المان و نمادی در خور مرکز استان خراسان شمالی با همه آنچه که در جشنها به آن می نازند،ساخته شده یا حتی در برنامه ریزی ها هست؟

آیا می شود لکه سیاه آمار پنج برابر میانگین کشوری در حاشیه نشینی شهری را از چهره شهر بجنورد زدود؟

آیا ساخت و ساز های شهری بجنورد بویی از اصالت و معماری اسلامی و ایرانی دارند؟

آیا معابر و کوچه های شهر ما که حالا به پارکینگ بزرگ خودروهای کوچک و بزرگ تبدیل شده اند می توانند مدعی ایجاد فضایی آرام برای شهروندان خسته از مسائل و مشکلات اجتماعی باشند؟

آیا فقر پنهان و آشکار و تکدی گری عیان،در شهر ما در تاریخ یکصد ساله شهر بجنورد کاسته شده است؟

آیا فرار سرمایه گذاران از بجنورد را می توان به حساب شهرداری با قدمت صد ساله دانست؟

آیا چهره نا همگون پارکها و فضای سبز و تبلیغات شهری و ... را می توان در کارنامه شهرداری یکصد ساله بجنورد قرار داد؟

آیا قراداد های صد ساله با مراکز رفاهی و تفریحی نیز جز خدمات یکصد ساله بلدیه ماست؟

حال با تمام این آیا ها و سوالات بیشمار بی پاسخ دیگری که در ذهن همشهریان ماست،باز هم می شود جشنهای چند روزه برگزار کرد و به خاطر خوشحالی دل معدودی از بجنورد پرستان،بی خیال اهداف اصلی شکل گیری بلدیه ها شد؟