عصر سیزدهم فروردین ماه 1385 متوجه شدم باید فردا برنامه پخش زنده کشتی با چوخه ی اسفراین را تهیه کنم.

برای اولین بار باید یک رویداد مهم ورزشی استان را از طریق رادیو پخش می کردیم.جواد عطار زاده و همکاران فنی مثل همیشه زودتر یعنی شب چهارده به سمت اسفراین حرکت کردند.

مدیریت هماهنگی برنامه ها در اسفراین با مجید حاتم زاده بود.حاتم زاده اسفراینی و آن روزها مسئول هماهنگی واحد خبر بود.

با هماهنگی های به عمل آمده،فنی ها شب را در خوابگاه اداره جهاد کشاورزی اسفراین مستقر و من به همراه مدیر کل،آرش ضرغامی و یک راننده،صبح زود روز چهاردهم راهی اسفراین شدیم.

اولین تصویر اسفراین در روز چهاردهم را هیچ گاه فراموش نمی کنم.ورودی شهر،بلوار ها،خیابانهای اصلی،ادارات،مدارس حتی برخی از نانوایی ها و سوپر مارکتها همه و همه تعطیل بودند.

انگار کسی در این شهر زندگی نمی کند!حتی تندیس بزرگ کشتی میدان اول اسفراین هم دوست داشت آن روز در گود باشد نه در میدان!

  عکس:همشهری

جالب تر اینکه هرچه به گود نوستالژی! زینل خان نزدیک می شدی تازه رنگ شهر به روشنایی می زد.

جای جای اطراف گود پر بود از ماشینها،آدم ها و حتی دام و طیور...

اسفراینی ها سیزده را در چهاردهم فروردین و آن هم با رنگ و بوی کشتی به در می کنند.

عشق و علقه این مردم به کشتی با چوخه آنقدر بی نظیر است که خانوادگی در اطراف گود سکنی گزیده بودند.زنها مشغول گشت و گذار و خبر گیری از نتایج مسابقات و مردان هم در میان 70 هزار عاشق ورزش پهلوانی این سرزمین.

ما که کارت ویژه ورود به جایگاه داشتیم همراه همه کسانی که حتی کارت شناسایی معمولی هم نداشتند! از میان سیل انبوه جمعیت مشتاق از زیر فنس های پیرامون گود باستانی راهی جایگاه شدیم...

بگذریم که برای اولین بار مردم از صدای استانشان در جریان رقابتهای کشتی با چوخه قرار گرفتند اما تصویر حضور گسترده اسفراینی ها در این هیجان بی نظیر،چیز دیگری بود.

مرحوم استاد منوچهر لطیف،کارشناس و مفسر با سابقه کشتی هم آن روز همراه ما بود.

این جمله او را هیچ گاه فراموش نمی کنم که گفت:من حتی در المپیک هم این عشق و علاقه به کشتی را ندیدم.کاش جهان پهلوان تختی هم گود زینل خان اسفراین را می دید...